زبان دل به خدا سخته برام تو رو ندیدن دنبالت دویدن اما نرسیدن به خدا سخته برام از تو جدایی سر راهت می شینم تا که بیایی به خدا سخته برام دوری و غربت به خدا سخته برام ترک محبت دیگه من طاقت دوری تو ندارم برای دیدن تو دل بیقرارم چی میشه اگه روزی در بزنی تو به دل دیوونه ام سر بزنی تو راه ورسم عاشقی رو تو می دونی لا اقل بده به من تو یک نشونی بگو که تو شهر غربت خونه داری سر و کار با هر دل دیوونه داری هر کی عاشقت می شه بایدفدات بشه سرمه ی چشای خاک زیر پات بشه بیا تا عاشقی مو،نشون بدم من بیا وسکوت تنهایی رو بشکن بیا ای تو انتهای آرزو ها بیا تا با تو بگم درد دلم را امشب شب آقا مون، برای تعجیل در فرج مولا امشب هفتاد صلوات
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:48  توسط منتظر المهدی
|
|
|